السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

250

تفسير الميزان ( فارسي )

به معروف و نهى از منكر نيست ، ناسخ هم نمىتواند باشد ، زيرا آيات دعوت به دين و امر به معروف و نهى از منكر قابل نسخ نيستند ، به هر حال براى اين بحث تتمه ايست كه ( ان شاء اللَّه ) بعدا از نظرتان خواهد گذشت . بحث روايتى در الغرر و الدرر آمدى از على ( ع ) روايت شده است كه فرمود : « من عرف نفسه عرف ربه » « 1 » يعنى هر كس نفس خود را بشناسد خداى خود را هم شناخته است . مؤلف : اين روايت را شيعه و سنى از رسول اللَّه ( ص ) نيز نقل كرده‌اند . و خود حديث معروفى است . بعضى از علما گفته‌اند : اين حديث معرفت نفس را تعليق بر محال نموده و امام مىخواهد بفرمايد شناختن نفس محال است چنان كه احاطه علمى بر خداى تعالى داشتن محال است ، و ليكن اين سخن مردود است ، اولا بدليل اينكه در روايت ديگرى دارد : « اعرفكم بنفسه اعرفكم بربه » نفسشناسترين شما خداشناسترين شما است ، ثانيا بدليل اينكه حديث مزبور در حقيقت عكس نقيض آيه شريفه « وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّه فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ » « 2 » است و نيز در همان كتاب مذكور از آن جناب نقل كرده كه فرمود : زيرك كسى است كه خود را بشناسد و اعمال خود را خالص كند « 3 » . مؤلف : در بيان سابق اين مطلب كه چگونه اخلاص عمل مربوط به معرفت نفس و متفرع بر آنست تشريح شد . و نيز در همان كتاب از آن جناب نقل شده است كه فرمود : از آن دو معرفت معرفت به نفس از ديگرى بهتر است « 4 » . مؤلف : ظاهرا مراد آن جناب از دو معرفت معرفت به آيات انفسى و آيات آفاقى است

--> ( 1 ) غرر الحكم خوانسارى ج 5 ص 194 . ( 2 ) نقيض جمله « فراموش كردند خدا را پس خدا نفسشان را از يادشان برد » اين جمله است « فراموش نكردند خدا را پس خداوند هم نفس آنها را از يادشان نبرد يعنى عارف به نفس خود شدند » عكس اين نقيض چنين است : « اينها عارف به نفس خود شدند و نفس خود را فراموش نكردند پس خدا را هم فراموش نكردند » و اين همان مضمون روايت است . ( 3 ) غرر الحكم خوانسارى ج 1 ص 297 . ( 4 ) غرر الحكم خوانسارى ج 2 ص 25 .